
نام:نزوکو کامادو
نژاد:شیطان
انسان (قبلا)
جنسیت:مونث
سن:۱۴
تولد:۲۸ دسامبر
نزوکو در یک کوهستان و در کنار برادر بزرگترش تانجیرو، مادر و سایر خواهر و برادرانش بزرگ شد. او در نگهداری از کوچکترین عضو خانوادهاش به مادرش کمک میکرد. بر خلاف تانجیرو که برای فروش زغال به شهرک مجاور میرفت، نزوکو در خانه به خانواده کمک میکرد.
آنها خانوادهای فقیر بودند و نزوکو برای این که مطمئن شود که خواهر و برادرانش غذای کافی برای خوردن دارند از هر نوع هزینهی اضافی در مورد خود خودداری میکرد، اگرچه به نظر از این موضوع ناراحت نبود و از کمک کردن به خانوادهاش راضی بود.
در یک برفی، خانهی آنها در فقدان تانجیرو توسط یک شیطان مورد حمله قرار گرفت، و تنها نزوکو از این حادثهی تلخ زنده باقی ماند. با این حال او پس از این حادثه تبدیل به یک شیطان با شرایطی نادر شد.

لوئیس موریارتی
گومنه اطلاعات زیادی ازش ندام

نام:آرمین آرلت
لقبها:تایتان عظیمالجثه
گونه:انسان، تایتان هوشمند
جنسیت:مذکر
سن:۱۵_19 (سال 854)
مکان تولد:ناحیه شیگانشینا
سکونت:دیوار رز
پیشه:سرباز
وابسته به:دسته دیدبانی_ جوخه عملیاتهای ویژه_دانشکده افسری ۱۰۴ام (قبلا)
توضیحات:
نوجوانی با چشمانی آبی و موهای زرد و لاغر اندام است. دوست صمیمی و دوران بچگی میکاسا و ارن است. آرمین در بچگی کتابی از پدربزرگش نشان ارن داد که دربارهٔ دنیای بیرون از دیوارها بود. از آن پس هردو برای کشف دنیای بیرون از دیوار تلاش کردند. آرمین از نظر قدرت بدنی به پای سربازان دیگر نمیرسد اما مغز متفکر گروه است و نقشههای هوشمندانه ای طراحی میکند. او شخصیتی نرم و احساساتی دارد. پدر و مادر آرمین هر دو برای سفر به بیرون دیوارها کشته شدند و آرمین همراه پدربزرگ خود زندگی میکرد. پدربزرگ آرمین بعد از سقوط شینگانشینا توسط ارتش برای بازپسگیری فرستاده شد و مرد. در فصل سوم با بلعیدن برتولت هوور، قدرت تایتانی وی را بدست میآورد.

نام:ریومن سوکونا
گونه:نفرین
یک نفرین درجه بالا ، به دلیل قدرت و شرارت خود ، "پادشاه نفرین ها" تلقی می شود. طبق افسانه ها ، سوکونا یک دیو چهار دست بود و شبیه یک انسان بود ، که در دوران نخست جادوگری ظاهر شد و بیشتر جادوگران زمان خودش را کشت. جادوگران زمان او نتوانستند او را جن گیری کنند و ۲۰ انگشت او را به عنوان افسون های نفرین شده ذخیره کردند ، به این امید که روزی این طلسم ها از بین برود. در حال حاضر ، او "میهمان" بدن یوجی ایتادوری است. او ابراز علاقه به توانایی های مگومی فوشیگورو کرده و قصد دارد قدرت و بدن خود را بازیابد. قدرت او به حدی است که سایر ارواح نفرین در تلاشند او را بازیابی کنند.

نام:توگه اینوماکی
توگه اینوماکی کاربر سخن نفرین ده است و به همین دلیل با گفتن ترکیبات غذاها خود را محدود می کند که خسارتی به جا نگذارد.
برای مثال اگر به فردی بگوید بایست فرد بدون اختیار لحظاتی می ایستد.

نژاد : انسان
جنسیت : مذکر
سن : 22
قد : 181
وزن : 67
روز تولد : 19 ژوئن
علایق : خودکشی ، خرچنگ ، ساکی ، اجینوموتو ، الکل، MSG ( مونوسدیم گلوماتامات ، نوعی طعم دهنده ی غذایی )
لقب : اعجوبه ی شیطانی مافیا بندر ، ماشین بانداژ حیف و میل کن ، جوانترین مدیر اجرایی مافیای بندر
تنفرات : چویا ، سگ ها
شعار : یک خودکشی خالص ، سرشار و پر از انرژی داشته باش.
اخلاق : تنبل ، مرد آزار ، شوخ طبع ، و در عین حال جدی ، کوشا ، دو شخصیتی ، دیوانه ، مرموز ، پیچیده.
زندگی نامه : اوگای موری اون رو در سن چهارده سالگی و در زمانی که برای خود کشی تلاش میکرد پیدا کرد و اونو وارد مافیای بندر کرد. اون در شانزده سالگی یکی از پنج مدیر برتر پورت مافیا شد. اون در شکنجه و بازجویی هیچوقت ناکام نموند و با سختگیری با زیر دستان تند رو خود رفتار میکرد. اوداساکو بهترین دوست دازای بود که دازای احترام زیادی برای او قائل بود و در لحظه ی مرگش حرفاش روی دازای تاثیر گذاشت و باعث شد که از مافیا بیرون بیاد
توانایی ها : دیگه انسان نیستی ، بشر مطرود / خنثی کردن دیگر توانایی ها.
سابقه:
138 مورد قتل (چه زیبا :|)
312 مورد کلاهبرداری .-.
625 مورد اخاذی ( به به .-.)

نام:میکاسا اکرمن
گونه:انسان
جنسیت:مونث
سن:۱۵_۱۹ (۸۵۴)
بستگان:
پدر میکاسا_مادر میکاسا_کنی آکرمن (نسبت خانوادگی)_کوچل آکرمن (نسبت خانوادگی)_لیوای آکرمن (نسبت خانوادگی)_گریشا یگر (پدرخوانده)_کارلا یگر (مادرخوانده)_ارن یگر (برادرخوانده)
مکان تولد:حومهی ناحیه شیگانشینا
سکونت:دیوار رز
پیشه:سرباز
وابسته به:دسته دیدبانی_دانشکده افسری ۱۰۴ام (قبلا)
میکاسا آکرمن، دوست کودکی «ارن یِگر» و «آرمین آرلرت» است. به ظاهر مادرش تنها فرد ژاپنی و پدر او غربی بودهاست. میکاسا از خاندان «آکرمنها» میباشد که به نظر میرسد دارای قدرت جسمی فوقالعاده ای هستند. پدر و مادر او به دست قاچاقچیهای انسان کشته شدند و خودش دزدیده شده و بعد توسط ارن نجات پیدا کرد و پس از آن با خانواده یِگِر زندگی کرد. میکاسا برای محافظت از آخرین فرد خانواده خود یعنی ارن یِگر و همچنین به خاطر قولی که به مادر ارن داده بود همراه وی وارد ارتش شد و بعد از آن به گروهان شناسایی پیوست. او پس از مرگ خانواده اش شخصیتی سرد و خشک پیدا کرده و کمتر پیش میآید احساساتش را نشان دهد و از هفت خاندان شناخته شدهٔ آکرمن فقط میکاسا و لیوای زنده ماندهاند و خاندان آکرمن با تایتان مادر ارتباطی دارند.
خب تمام شد
جانه میناسان
